ظهور کارمند دیجیتال: چگونه تحول دیجیتال باعث تغییر نقش انسان در سازمان میشود؟
- 1 استاديار دانشكده مهندسي صنايع و مديريت، دانشگاه شهاب دانش، قم، ايران
- 2 دانشجوی کارشناسی ارشد، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
- 3 دانشجوی کارشناسی ارشد، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
چکیده
پیشرفتهای اخیر در حوزه هوش مصنوعی، بهویژه ظهور عاملهای هوشمند خودمختار مبتنی بر مدلهای زبانی بزرگ، موجب تحول بنیادین در ماهیت کار و ساختارهای سازمانی شده است. برخلاف رویکردهای سنتی که هوش مصنوعی را عمدتاً ابزاری برای خودکارسازی یا پشتیبانی تصمیمگیری میدانستند، پژوهشهای نوظهور نشان میدهند که عاملهای هوش مصنوعی میتوانند بهعنوان اعضای فعال تیمها و حتی «کارمندان دیجیتال» در محیطهای کاری ایفای نقش کنند. با این حال، ادبیات مرتبط با این پدیده در حوزههای فنی، رفتاری و مدیریتی بهشدت پراکنده است و فاقد چارچوبی یکپارچه برای تبیین پیامدهای سازمانی و منابع انسانی آن میباشد. هدف این مقاله ارائه یک مرور ادبیات مفهومی–تحلیلی از پژوهشهای مرتبط با عاملهای هوش مصنوعی، همکاری انسان–AI و مفهوم کارمند دیجیتال در سازمانهای معاصر است؛ این مطالعه با استفاده از رویکرد مرور یکپارچه، مقالات منتخب از حوزههای هوش مصنوعی، سیستمهای چندعاملی، رفتار سازمانی و مدیریت منابع انسانی را بررسی میکند و یافتهها نشان میدهند که اثرات بهکارگیری عاملهای هوش مصنوعی در تیمها و سازمانها بهطور معناداری به عواملی نظیر سطح خودمختاری AI ، کیفیت عملکرد عاملها، نسبت انسان به AI، سطح پردازش اطلاعات و طراحی انسانمحور سیستمها وابسته است و این عوامل میتوانند پیامدهای متفاوتی بر بهرهوری، خلاقیت تیمی، رضایت از فرایند همکاری و اثربخشی تصمیمگیری مدیریتی ایجاد کنند؛ بر اساس این یافتهها، مقاله یک چارچوب مفهومی یکپارچه ارائه میدهد که در آن هوش مصنوعی بهعنوان کارمند دیجیتال و بخشی از منابع سازمانی مفهومپردازی میشود و به تبیین نقش AI در تیمهای ترکیبی انسان–ماشین، بازتعریف کارکردهای مدیریت منابع انسانی و شناسایی چالشهای اخلاقی، حقوقی و حاکمیتی مرتبط با سازمانهای عاملیک کمک میکند؛ در نهایت، مقاله ضمن ارائه پیامدهای نظری و مدیریتی، مسیرهایی برای پژوهشهای تجربی آینده در زمینه طراحی و مدیریت همکاری انسانAI– پیشنهاد مینماید.
- دفعات مشاهده مقاله: 30
- دفعات دانلود مقاله کامل : 20